تبلیغات
وبلاگ شخصی: سید سینا صباغی
یک فیلم کوتاه دیگه میزارم براتون از انیمیشن های معناگرا و برنده چندین جایزه...
ark convalesent
link:
http://s6.picofile.com/file/8243642450/ark_convalesent_hom.mov.html



تاریخ : چهارشنبه 26 اسفند 1394 | 03:39 ب.ظ | نویسنده : سید سینا صباغی | نظرات
سلام یه کتاب واسه کنکوریا گذاشتم رو وبلاگ امیدوارم مفید باشه براتون

رو عکس کلیک کن(با لینک مستقیم)


تاریخ : جمعه 16 مهر 1395 | 12:05 ب.ظ | نویسنده : سید سینا صباغی | نظرات

آب در زندگی...

به ادامه مطلب بروید...

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 17 فروردین 1395 | 06:38 ب.ظ | نویسنده : سید سینا صباغی | نظرات

تاریخچه روز درختکاری
روز درختکاری  ابتدا در سال 1872 و در ایالت نبراسکای آمریکا و در تاریخ 10 آوریل (21 فروردین)، توسط فردی به نام J.Sterling Morton برگزار شد و گفته می شود که در آن روز بیش از 1 میلیون درخت کاشته شده است اما بعد از مدتی این تاریخ به آخرین جمعه ماه آوریل انتقال یافت.

امروزه بیشتر کشورهای دنیا روز درختکاری را محترم شمرده و در این روز به کاشتن درخت ها و نهال های متفاوت اقدام می کنند. البته تاریخ این روز با توجه به آب و هوای هر کشور متفاوت است و بیشتر سعی می کنند تا در موقعی از سال این کار را انجام دهند که درخت قابلیت رشد کردن را داشته باشد. برای مثال می توان به کشور هایی مانند آلمان، مصر، پاکستان، مکزیک اشاره کرد که روز درختکاری به ترتیب در روزهای 5 اردیبهشت، 26 بهمن، 27 مرداد و دومین پنجشنبه از ماه جولای است.

 

روز درختکاری در ایران

درختکاری در ایران دارای پشتوانه ‌ای از علایق ملی و سنت تاریخی است، تاریخ نشان می ‌دهد که ایرانیان باستان، جشن های خاصی داشتند و در این جشن ها به درختکاری پرداخته و به خاک و زراعت احترام می‌ گذاشتند.

در کشور ما روز درختکاری در 15 اسفند هر سال برگزار می شود و مردم با حضور در پارک ها، جنگل ها و اقصی نقاط شهر اقدام به کاشت نهال های جوان می کنند. ایرانی ها هر سال با کاشت درخت به استقبال سال نو رفته و در واقع با این کار نمادین در آستانه بهار زندگی را به زمین باز می گردانند. در این روز در مقابل بیشتر پارک ها و فضاهای سبز و دیگر نقاط شهر نهال هایی به صورت رایگان در اختیار مردم قرار می گیرید.
بیایید با هم باکاشت یک درخت در باغچه منزل خود یا طبیعت شهر خود به زیبایی و هوای شهر کمک کنیم با تشکر سینا صباغی



تاریخ : چهارشنبه 12 اسفند 1394 | 03:41 ب.ظ | نویسنده : سید سینا صباغی | نظرات
این فیلم کوتاه از برترین فیلم های کوتاه سینما هستش امیدوارم لذت ببرید...
لینک زیر...
http://s3.picofile.com/file/8226010626/4_395866444182585358.mp4.html



تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394 | 10:09 ب.ظ | نویسنده : سید سینا صباغی | نظرات

فصل 1 (سیستم ایمنی)

1- در پوست سلولهایی بنام لانگرهانس وجود دارد که مانند ماکروفاژ عمل می کنند که با بلعیدن عامل بیگانه آن رابه دفاع اختصاصی تحویل می دهند.

2- در محل آسیب بافت موادی چون پروستاگلاندین ترشح می شوند. (در کتاب بعنوان مواد شیمیایی ذکر شده)

3- واکنشهای التهابی چهار علامت دارند که مورد درد در کتاب ذکر نشده که علت ایجاد درد مواد شیمیایی آزاده شده و ورم می باشد.

4- لایه های مخاطی در مجرای تناسلی زن نیز وجود دارد. (در کتاب ذکر نشده)

5- چرک شامل سلولها و مایعی است که از مویرگها نشت کرده است. (در کتاب فقط سلول نوشته شده)

6- تب فاگوسیتوز را افزایش می دهد- باعث افزایش ترشح آنتی باری و افزایش تقسیم لنفوسیت می شود. گرما آهن در دسترس باکتریها را کم می کند و چون این ماده در متابولیسم باکتریها نقش دارد پس خوب رشد نمی کنند.

7- نوتروفیل ها و منوسیت هر دو فاگوسیت هستند. (در کتاب فقط نوتروفیل نوشته شده)

8- پروتئینهای مکمل نقشهای دیگری نیز دارند: تشدید پاسخ التهابی و تسهیل بلع توسط ماکروفاژ

9- التهاب+ پروتئینهای مکمل+ آنتی بادی= این سه عامل دفاع اختصاصی را به غیر اختصاصی ربط می دهد.

البته فاگوسیتوز نیز که در زمان التهاب رخ می دهد دفاع اختصاصی را به غیر اختصاصی ربط می دهد.

10- تمام سلولهای هسته دار بدن می توانند اینتروفرون تولید کنند که برای هرگونه اختصاصی است بطوریکه اینترفرون یک گونه برای گونه دیگر مؤثر نمی باشد هرچند عامل بیماری مشترک باشد. کار اینترفرون بلوکه کردن تولید mRNA است.

11- هر آنتی بادی حداقل دو جایگاه اتصال یکسان دارد.

12- ایمنی همورال بدون دخالت Tcell اصلاً امکان پذیر نیست. سیتوکینین ها که Tcell ها ترشح می کنند محرک تقسیم Bcell هستند. آنتی ژن در این نوع ایمنی معمولاً باکتری های محلول در خون می باشند. این ایمنی موجب فعال شدن پروتئین های مکمل نیز می شود.

13- در بیماری سندرم دی جرج که مربوط به بچه های فاقد تیموس می باشد، در ابتلا به عفونتهای باکتریهایی Tcell تولید نمی کنند و در دفاع همورال نیز مشکل دارند.

14- در ایمنی سلولی، Tcellها به سلولهای آلوده به باکتری، قارچ و پروتوزوئرها نیز حمله می کنند. همچنین به انگلهای کرمی و پاتوژنهایدرون سلولی (عامل مالاریا، لیشمانیا) نیز حمله می کنند.

Tcellها فقط با آنتی ژنهای |پپتیدیکه توسط سلول دیگری به T ارائه می شود همراه با سیستم MHC2واکنش می دهند. گیرنده های آنها از انواع CD است است دو نوع کمک کننده  و کشنده  وجود دارد.

15- Tcell فاگوسیتوز را نیز افزایش می دهد.

16- در بیماری MS، سلولهای T بر ضد میلین واکنش می دهند.

17- T , HIV کمک کننده را حذف می کند.

 فصل دوم (سیستم عصبی)

1- در شکل صفحه 28 در بخش آکسون نرون، یک سلول شوان با هسته آن مشخص شده ولی نامگذاری نشده است. زنجیره ای از سلولهای شوان غلاف میلین را تشکیل می دهد. هر سلول شوان چندین بار به دور آکسون یا دندریت طویل پیچیده می شود و فضای بین سلولها، گره را نویه است.

2- در سیستم عصبی محیطی، سلول پشتیبان وجود ندارد و هر سلول شوان تنها یک غلاف میلین می سازد. در فاصله بین دو غلاف شکافی ایجاد می شود که غلاف، دیگر تداوم و پیوستگی خود را نمی تواند حفظ کند و در این نقطه سطح آکسون فاقد میلین است. در نورونهای میلین دار، دندریتها، جسم سلولی، گردن و بخش آغازین آکسون فاقد میلین است.

3- در نورونهای مرکزی (که بطور کامل در نخاع و مغز قرار دارند) غلاف میلین توسط الیگودندروسیتها (یک نوع سلول پشتیبان) تولید می شود که هرالیگودندروسیت می تواند چند گره متوالی ایجاد کند (30 تا 40 غلاف میلین دار با گره های مربوطه) چون میزان تکثیر میتوزی این سلولها کند است. وقتی تنها چند اولیگو دندروسیت آسیب ببیند بخش وسیعی از آکسون میلین خود را از دست می دهد.

4- در نورونهای بی مهرگان، گره را نویه یا معادل آن وجود ندارد، لیکن در این نورونها، سلولهای شوان، الیگودندروسیتها وظایف حمایتی و پشتیبانی خود را انجام می دهند به این معنی که تعداد زیادی از

آکسونها لابلای غلاف فاقد میلین این سلولها قرار می گیرند (بخش غشایی سلولهای شوان در آن واحد بدور چند آکسون می پیچند)

5- تفاوت دندریت و آکسون فقط از نظر جهت جریان عصبی است البته آکسون در طول مسیر قطر یکسان دارد.

6- تحریک پذیری صفت ذاتی تمام سلولهای بدن است. اما چون فقط نورونها و تارهای عضلانی پتانسیل عمل تولید می کنند، سلولهای تحریک پذیر واقعی بدن محسوب می شوند.

7- یکی از عوامل منفی شدن داخل غشا، در پتانسیل آرامش، وجود پروتئینها با بار منفی می باشد که در کتاب ذکر نشده.

8- با وجود پروتئینها در داخل سلول برای اینکه تعادل مطلوب الکتریکی در محیط داخلی سلول بدست آید تعدادی از یونهای مثبت (پتاسیم بعلت نفوذ پذیری بیشتر غشاء) به داخل نفوذ می کند.

9- اگر پمپ سدیم- پتاسیم در غشاء وجود نداشت غلظت یونهای سدیم و پتاسیم در دو طرف غشاء به وضعیت تعادل می رسد که در کتاب با طرح سؤالی اشتباه بیان کرده است این پمپ غلظت درون سلولی یونهای

سدیم و پتاسیم را در حد نرمال حفظ خواهد کرد. بطوریکه  وارد شده را خارج و  خارج شده را وارد می کند. ( خارج و وارد) به این ترتیب با وجودیکه این یونها دائماً در حال نشست هستند غلظت نرمال آنها تغییر نخواهد کرد و شیب غلظت آنها برقرار می ماند این حالت را وضعیت پایدار سلول می

گویند که با صرف انرژی است. (با افزایش سدیم داخل سلول، فشار استری افزایش یافته و محیط داخلی سلول حالتی ناپایدار پیدا خواهد کرد). (شکل صفحه 659، جلد3 کمپیل مناسب است)

10- پیام عصبی که بعنوان پتانسیل عمل شناخته می شود فقط در یک جهت گسترش می یابد (سمتی که کانالهای سدیمی غیر فعال نیستند)

11- بیشتر کانالهای یونی در ابتدای آکسون (نقطه اولیه) است. پس شروع پتانسیل عمل در این نقطه است.

12- باز شدن کانالهای سدیمی در هنگام پتانسیل عمل تدریجی است. ولتاژ قله باعث بسته شدن کانال سدیم می شود غلظت برون سلولی این یون اگر به 10% نرمال کاهش یابد، پتانسیل عمل متوقف می شود. ارتفاع منحنی پتانسیل عمل نیز با غلظت برون سلولی  ارتباط دارد.

13- در گرفتگی عظلات بدلیل پتاسیم بالا در خارج سلول (کمبود سدیم) ویا کاهش و افزایش بیش از حد Ca، پتانسیل عمل طولانی می شود.

14- قبل از آنکه پتانسیل عمل به اوج کامل خود برسد دریچه های پتاسیم به آهستگی شروع به باز شدن می کنند و به تدریج بر سرعت گشوده شدن آنها افزوده می شود و تقریباً وقتی بسته شدن یا غیر فعال شدن دریچه های ورودی  شروع می شود و به حداکثر باز شدن می رسند، خروج  بتدریج کاهش می یابد و تا وقتی که تمام یونهای مثبتی را که وارد نورون شده اند جبران نکند همچنان به خارج شدنش ادامه می دهد تا به پتانسیل استراحت برسد.

15- در بعضی از نورونها قبل از رسیدن به پتانسیل استراحتی غشاء، پتانسیل غشاء برای مدتی کوتاه مثبت تر از حد استراحتی اش نگهداشته می شود. علت وقوع این پذیده، جمع شدن یونهای پتاسیم در سطح خارج

آکسون است به این پدیده، پس پتانسیل منفی گویند. اگر محرک زیر آستانه ای در این هنگام بر نورون وارد شود می تواند یک پتانسیل عمل در آن تولید کند. (تسهیل شدن پیام)

16- گاهی در تعدادی از نورونها، پتانسیل غشایی پس از رسیدن به حد استراحتی خود، چند میلی ولت منفی تر شده و بمدت 200 هزارم ثانیه ادامه می یابد تا سرانجام به حد استراحتی خود بازگردد. علت وقوع این پدیده (پس پتانسیل مثبت) را فعال شدن ناگهانی پمپ سدیم- پتاسیم می دانند. البته آهسته تر بسته شدن کانالهای  نسبت به  نیز علت دیگر آن بیان شده است (  یون بزرگتری است و بار مؤثر بیشتری دارد). پس پتانسیل مثبت در منفی کتاب نشان داده شده است.

17- سیناپس ها دو نوعند، شیمیایی و الکتریکی که در کتاب به نوع شیمیایی آن در عضلات اسکلتی و دستگاه عصبی مرکزی اشاره شده است، نوع الکتریکی آن در قلب و لوله گوارش است که پیام عصبی، انقباض بهم پیوسته عضلات را حفظ می کند.

18- هر بار که سیناپس بکار گرفته می شود مقدار گیرنده های نرون پس سیناپس افزایش و مقدار ماده میانجی کاهش می یابد که با همان مقدار کم هم جواب می دهد.

19- معمولاً انتقال دهنده عصبی بعد از پایان کار بوسیله آنزیم تجزیه می شود و یا توسط گیرنده ها در انتهای نورون پیش سیناپس به نرون پیش سیناپسی برمی گردد.

20- دستگاه عصبی محیطی شامل اعصاب و گانگلیونهاست (جسم سلولی نورونها در اعصاب) که در کتاب فقط به اعصاب اشاره شده است.

21- قشر مخ فاقد گیرنده درد است، قشر مخ حدود 10 میلیارد نورون دارد.

22- ساقه مغز یک فیلتر حسی است که در تنظیم خواب و بیداری و هماهنگ کردن حرکات بدن مثل راه رفتن نقش دارد.

23- بغیر از مواد گفته شده در کتاب، میپوتالاموس: مرکز فعالیت جنسی، خشم و لذت، پاسخهای جنگ و گریز، تنظیم ساعت بیولوژیک، مرکز لذت بنام مرکز اعتیاد (مثلاً کوکائین، با تحریک این مرکز سرخوشی کوتاه مدت 5 تا 20 دقیقه ایجاد می شود) می باشد.

24- دستگاه لمبیک مرکزی شادی و خنده و گریه نیز می باشد.

25- در انعکاس زرد پی زیر زانو، کشیدگی در ماهیچه سبب تحریک گیرنده حسی و سپس تحریک یک نرون حسی می شود و نرون حسی اطلاعات را به نخاع می برد. (در کتاب ضربه وارد شده به زانو عنوان شده). تعداد نورونها در این انعکاس زیاد است.

26- بدن ما معمولاً با دریاقت پیامهای سمپاتیک و پاراسمپاتیک توسط بیشتر اندامها در سطوح بین این دو حد افراطی عمل می کند.

27- کبد و بخش مرکزی غده فوق کلیه فقط تحت تأثیر سمپاتیک هستند. غده عروق و عضلات راست کننده مو نیز فاقد پاراسمپاتیک هستند.

28- انسان در بین تمام جانوران دارای بزرگترین ناحیه سطح مغز نسبت به اندازه بدن است.

29- پاسخ سیناپس به یک ماده مخدر: غشاء سلول پس سیناپسی در ناحیه سیناپس گیرنده های خود را از طریق آندوسیتوز کاهش می دهد و هر بار نیاز به

مقدار بیشتری ماده میانجی است. (با توجه به مطلب شماره 18) و اعتیاد را بوجود می آورد و هر روز دوز بیشتری نیاز است. (در کتاب مطلب بدون علت ذکر شده است)

30- گیرنده استیل کولینی در هیپوتالاموس و دستگاه لمپبک به دو ماده دیگر نیز پاسخ می دهد: گیرنده موسکارینی (قارچی) و گیرنده نیکوتینی. فردی که نیکوتین مصرف می کند نیکوتین به گیرنده می چسبد و

پاسخ سیناپس دو گونه است اولاً مقدار ترشح استیل کولین را کم می کند و ثانیاً مقدار گیرنده ها کم می شود. پس نیاز بیشتر به نیکوتین می باشد. کم کردن سیگار مشکل سازتر است چون مرتباً باید مقدار استیل کولین و گیرنده تغییر کند.

31- بخشهای جدا شده از سه قسمت مغز در دوران جنینی:

از مغز جلویی: لب بویایی و مخ (بطن 1و2)، دستگاه لیمبیک، هیپوفیز (بطن 3)، هیپوتالاموس، لب بینایی

از مغز میانی: برجستگیهای چهارگانه و مجرای سیلویوس

از مغز عقبی: مخچه، پل مغزی، بصل النخاع (بطن 4)

فصل سوم (حواس)

1- همه گیرنده های حسی نورون نیستند مثل گیرنده های شنوایی و چشایی

2- گیرنده های درد، درون بدن هم وجود دارند و فقط مختص پوست نمی باشند.

3- به گیرنده های نوری، گیرنده های الکترومغناطیسی می گویند چون نسبت به الکتریسیته، خاصیت مغناطیسی و نور حساسند اما گیرنده های بینایی فقط نسبت به نور حساسند.

4- گیرنده های شیمیایی درون بدن نیز می باشند (در بعضی سرخرگها که با تغییر در میزان ، گیرنده های آنها تحریک می شوند)

5- گیرنده های لمس در پوست دو نوعند: لمس سبک که پایانه آزاد عصبی دارند و اجسام مرکل (گیرنده در

سرانگشت و لب) و اجسام ماسینر که در ناحیه اپیدرم پوست و سطح پوست هم دیده می شوند و دیگری لمس عمقی (فشار) که در ناحیه درم می باشد و دارای بن هستند.

6- گیرنده گرما و سرما و درد در پوست پایانه آزاد عصبی دارند که شکل کتاب صحیح نیست. البته گیرنده درد در عمق پوست هم دیده می شود که در کتاب نکشیده است

7- یک گیرنده دیگر در پوست، گیرنده مربوط به حس وضعی بدن است که پایانه های منشعب عصبی هستند و در فضای مفصلی دیده می شوند.

8- گیرنده لمس اطراف قاعده مو (مربوط به حرکات مو) که در شکل کتاب بدون نامگذاری کشیده در سبیل گربه و خرس بشدت حساس هستند.

9- در پایانه های آزادنه میلین و نه سلولهای شوان است.

10- وجود کپسول در اطراف گیرنده فشار ایجاد سازش می کند چون دارای بافت ارتجاعی است و فشار وارد شده به نقاط دیگر منتقل می شود.

11- بی حس کننده های موضعی کانالهای ولتاژی سدیم را می بندند و هیپرپلاریزاسیون غشاء صورت گرفته و آستانه تحریک بالا می رود و درد زود خاتمه می یابد.

12- گیرنده های مکانیکی: در مقابل محرک غشاء سلول گیرنده کشیده یا خم می شوند و شکل غشاء تغییر می کند.

13- در چشم انسان زلالیه و زجاجیه ارتباط مستقیم ندارند ولی اجسام مژگانی با هر دو در ارتباطند و توسط اجسام مژگانی تشکیل می شوند.

14- باز جذب زلالیه و زجاجیه توسط مجرای اشلم (نزدیک عنبیه) صورت می گیرد البته بازجذب زجاجیه توسط شبکیه نیز انجام می گیرد.

15- شبکیه رگ خونی مستقل به خود دارد، شبکیه دارای 10 لایه سلول است.

16- زلالیه و زجاجیه هر دو باعث حفظ حالت کروی چشم می شوند. (در کتاب فقط زجاجیه نوشته شده)

17- زلالیه مواد غذایی برای قرنیه، عدسی و عنبیه را فراهم می کند. (در کتاب عنبیه ذکر نشده)

18- قرنیه و عدسی تنها مناطقی هستند که رگ لنفی ندارند.

19- زمانیکه به جسم دورتر نگاه می کنیم ماهیچه های مژکی در حال استراحت و رشته ها کشیده هستند و زمانیکه به اشیاء نزدیک نگاه می کنیم ماهیچه ها منقبض و رشته ها شل می شوند.

20- در لکه زرد گیرنده های استوانه ای وجود ندارد.

21- نوری که روی نقطه کور متمرکز می شود را نمی توانیم ببینیم اما چون میدان دید دو چشم ما با یکدیگر اشتراک دارند ما تصاویر را یکپارچه می بینیم.

22- علت دوربینی بیشتر عدم قدرت تمرکز کافی عدسی می باشد و تغییر قطر کره چشم چندان عامل مؤثری نیست

همچنین علت نزدیک بینی زیاد بودن قدرت انکساری نوری عدسی و کوتاه شدن طول کانون عدسی می باشد.

23- اصلاح آستیگماتیسم با عدسی های نامتقارن می باشند.

24- در پیرچشمی، تصویر اشیاء نزدیک درست تشکیل نمی شود.

25- در شرایط طبیعی چشمها طوری جهت گیری می کنند که تصویر نوری اشیاء درست روی مرکز لکه زرد تشکیل شود. این موقعیت برای چشمها توسط عضلات برون چشمی ایجاد می شود. این روند تثبیت سازی تصویر نام دارد. با ثابت نگه داشتن سرو حرکت دادن یک شی در جهات مختلف، چشم آن را دنبال کرده و سعی در تثبیت ساختن آن دارد. وسعت میدان تثبیتی معمولاً در تمام جهات حدود 45 درجه است اما بطرف بالا کمی بیشتر است. میدان بینایی به قسمتی از محیط خارج گفته می شود که بر سطح شبکیه تصویر می شود. وسعت آن بطرف بالا کم و به سمت شقیقه ها زیاد (بیشتر از 90 درجه) است.

26- عمر سلولهای گیرنده چشایی 5 تا 8 روز می باشد. جای این سلولها را سلولهای جوان که خود از سلولهای پشتیبان مشتق می شوند پر می کنند که بوسیله الیافهای عصبی مربوطه عصب دار می شوند.

27- هر یک از سلولهای چشایی به بیشتر از یک محرک شیمیایی پاسخ می دهند. پس گیرنده ها برای مزه های اساسی بصورت نامنظم در غشاء سلولهای گیرنده پراکنده اند.

28- چهار نوع جوانه چشایی وجود دارد. جلو زبان نسبت به محرکهای دیگر هم کمی حساس است که به شوری بالاترین حساسیت را دارد.

29- کار استخوانهای گوش، تقویت و تنظیم ارتعاشات صوتی است.

30- سلولهای حسی بویایی (نورونهای دوقطبی) در اکثر مهره داران بصورتی یکنواخت در ناحیه مشخصی از مخاط بینی پراکنده شده اند و دارای سلولهای نگهدارنده و پشتیبان نیز هستند.

31- خواندن و سخن گفتن توسط لوب آهیانه در نیمکره چپ صورت می گیرد که اطلاعات بینایی (مشاهده کلمات روی صفحه) را از مرکز بینایی می گیرد و همراه با مرکز تکلم دیگر در لوب پیشانی حرکات زبان و لبها را فعال می کند لوب پیشانی در بازیابی حافظه نقش دارد.

32- چشم ها در کرمهای حلقوی، نرمتان و بند پمایان و مهره داران قادر به تشکیل تصویر هستند.

33- چشم های واقعی در مهره داران و سرپایان (نرم تن مرکب و هشت پا) دیده می شوند.

34- در پلاناریا: اگر نور از جهت راست بتابد سایه ای تشکیل می شود و جانور می فقهمد که نور از کدام قسمت است و به آن طرف نمی رود.

35- واحد مستقل بینایی در حشرات او ماتید می باشد که شکل کتاب دارای اشکال می باشد.

هر اوماتیدی شبیه یک چشم ساده بوده و از سه قسمت قرنیه، عدسیه، وشبکیه یافته است. قرنیه به شکل عدس کوچک و شفاف از جنس کوتیکول است عدسیه متشکل از چهار سلول بلوری است که به مخروط بلوری مرسوم است . مخروط بلوری ضریب شکست را بالا می برد و باعث تمرکز نور می شود. چون سلولهای گیرنده بزرگ و طولانی هستند جذب فوق العاده از نور دارد

شبکیه از 6 تا8 سلول حسی طویل و رنگی تشکیل شده و در محور بینائی یا رابدوم قرار دارند.عدسیه وشبکیه هر اوماتیدی به وسیله غلافی از سلولهای رنگین به نام عنبیه احاطه شده اند .انتهای رشته های عصبی سلولهای بینائی به عصب های مربوط و سپس به عقده های بینائی در مغز جلوئی متصل می گردند

در این چشم میدان بینایی وسیع است، سرعت اشیاء از مقابل میدان دید خیلی سریع به مغز مخابره می شود یعنی حرکات سریع برای آنها کند می شود.رابدم از

رابدومر تشکیل شده ورابدومر دارای پرزهایی است که چین خوردگی سلول را افزایش می دهد و مواد حساس به نوردرپرزها وجود دارد. تعداد اوماتیدی درزنبور عسل کارگر به 6300 عدد می رسد. . در کرم شب تاب2500 ، در مگس خانگی 4000 و در سوسک Dytiscus 9000 عدددر هر چشم مرکب می باشد

بقیه فصول در فرصت بعدی ارائه خواهد شد.

منابع مورد استفاده:

1-فیزیولوژی انسانی        دکترسندگل

2-فیزیولوژی بدن انسان   رادنی رودس ترجمه حمیده غروی و حسین دانشور

3-بیولوژی کمپبل



تاریخ : شنبه 23 آبان 1394 | 09:40 ب.ظ | نویسنده : سید سینا صباغی | نظرات
سلام
اگه طبیعت و آب و هوا رو دوست دارین و برای زنده موندنش اهمیت میدین این پیج فیس بوکه ما هست که وظیفه ی همه ی ما جمع کردن زباله های طبیعته امیدوارم شما هم به ما بپیوندین...
Facebook.com/MTIgroup



تاریخ : شنبه 23 آبان 1394 | 02:06 ب.ظ | نویسنده : سید سینا صباغی | نظرات
این مقاله کمک بسیاری میتونه بکنه به کسایی که تازه عکاسی رو شروع کردن
البته نکته ای بسیار مهم هم هست اینکه عکاسی هنری هست که مثل بقیه هنر ها تا آخر باید دنبالشون باشیم و وسط راه ول بکنیم به ضرر خودمونه برای همین هم هست که هنری  نیست که هر کسی بتونه انجام بده افرادی علاقه اصلی به عکاسی دارند که با 2 تا شات زدن و ذوق کردن نمیان عکاس بشن بنابراین هر شخصی رو عکاس نباید بدونیم صرف اینکه دوربین داره و فقط برای کلاس گذاشتن برای بقیه دستش میگیره هر شخصی عکاس نیست دوستان...
برای دانلود این مقاله به ادامه مطلب برید ممنون.


ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 21 آبان 1394 | 03:01 ب.ظ | نویسنده : سید سینا صباغی | نظرات
<a href=
به فرایند ثبت تصاویر به وسیله دریافت و ثبت نور برروی یک سطح حساس به نور ) نگاتیو  فیلم ( یا (سنسور الکترونیکی)  گفته می شود. الگوهای نوری بازتابیده شده یا ساطع شده از اشیا بر روی سطح حساس به نور(هالوژن نقره یا سنسور) تاثیر می گذارد و باعث ثبت تصاویر می گردد .

عکاسی واجد سه ویژگی علمی ، صنعتی، اقتصادی و هنری است . عکاسی به عنوان یک پدیده علمی تولد یافت و به شکل یک صنعت گسترش یافت و همچنین جنبه های هنری نیز در آن ظهور کرد .

پیدایش عکاسی به اتاق تاریک بر می گردد . در حقیقت اتاق تاریک منجر به پیدایش عکاسی و دوربین عکاسی شد. اتاق تاریک عبارت از اتاقی است بی هیچ پنجره. هیچ نوری به آن راه ندارد مگر از طریق روزنه ای که بر یکی از دیوارهای اتاق تعبیه شده تصاویر یا چشم اندازهای روبروی روزنه به صورت وارونه بر دیوار روبرویش بازتاب می یافت . بعضاً نگارگران از تصاویر بازتاب یافته به عنوان الگوی نقاشی شان استفاده می کردند .

بعدها این اتاق تاریک در ابعاد کوچک تر تبدیل به دوربین عکاسی شد. یعنی در برابر روزنه ای که وجود داشت ماده حساس به نور قرار می دادند تا تصاویر بازتابیده شده، ثبت و ضبط شود. در روند تکاملی دوربین، از عدسی و لنز در جایی که روزنه قرار داشت استفاده شد. مواد حساس به نور به فیلم های عکاسی امروزی تبدیل شدند که در انواع سیاه و سفید و رنگی ( نگاتیو ) و اسلاید ( پوزتیو) موجود است . نگاتیوها طی فرآیند دیگری در آزمایشگاه ( لابراتوار ) به عکس تبدیل می شوند. این روند ادامه یافت تا با پیدایش دوربین دیجیتال از حسگرهای حساس به نور به جای فیلم استفاده شد و دوربین های دیجیتال گسترش چشمگیری یافت اما فیلم های عکاسی هنوز جایگاه خود را دارند .





تاریخ : پنجشنبه 21 آبان 1394 | 02:36 ب.ظ | نویسنده : سید سینا صباغی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • مینی ویکی نت